خواندنی‌ها کم نیست، با برخط بخوانید...
انقلاب آرام ایران (سقوط حکومت پهلوی)

انقلاب آرام ایران (سقوط حکومت پهلوی)

موجود در انبارموجود در انبار
۷۵۰٬۰۰۰
تومان
۶۱۵٬۰۰۰
تومان
افزودن به سبد خریدافزودن به سبد خرید
امتیاز
نظرات
نشان کردن
پسندیدن
18 ٪ تخفیف
  • تعداد صفحات: 392
  • سال چاپ: 1404
  • نوبت چاپ: 1
  • نوع جلد: گالینگور
  • شابک: 9786002538581

هدف من از طرح ایده انقلاب آرام به عنوان مفهومی جامعه شناختی، تبیین گفتمان فرهنگی و چگونگی ساخت هویت ملی ایرانی طی دوران پیش از انقلاب 1357 است که از سوی شخصیتها و نهادهای حکومتی در عصر پهلوی دوم صورت گرفته است یک چرخش تاریخی رادیکال در گفتمان حکومت پهلوی که از سالهای اول دهه 1340 آغاز شد و طی دو دهه نوعی هویت حکومتی بدیع را هستی داد. این تغییر گفتمانی حکومت از آن جهت انقلاب به حساب میآید زیرا تحول رادیکال و جسورانه ای است که از سنت ملی گرایی عصر رضاشاه، تجددخواهی ،سکولار، برجسته نمودن تاریخ ایران پیش از اسلام و ایدۀ نزدیکی هویت ملی ایرانیان با تمدن اروپایی به میزان زیادی فاصله می گیرد و با دست زدن به یک «قمار بزرگ»، پادشاهی پهلوی دوم را با هویتی نوین و مبتنی بر عناصر دیگری همچون معنویت گرایی عرفانی، غرب ستیزی و نوعی اسلام ایرانی تعریف میکند اما این انقلابی آرام بود از آن جهت که به شکلی باورنکردنی از چشم عموم پنهان ماند؛ انقلابی که شاید بتوان گفت پیش درآمد تحقق انقلابی دیگر کند.
بود، با این حال به شکل جدی مورد توجه قرار نگرفت و از دید عمومی نهان گشت. این تحول فرهنگی و سیاسی به صورت علنی و در ملأعام و عمدتاً از سوی نهادهای حکومتی تبلیغ و تبیین گردید و پهلوی دوم قصد پنهان کردن آن را نداشت. نشانه های غرب ستیزی حکومتی شور و اشتیاق به معنویت گرایی و انزجار از فرهنگ مادی گرایانه عصر تجدد و حتی اظهار علاقه نسبت به فرهنگ و ارزشهای پیش از دوران مدرن ایران در نوشته ها، سخنرانیها و مصاحبه های سران حکومت به وفور دیده می شود. گذشته از آن، در دو دهه آخر سلطنت پهلوی دوم گفتمان فرهنگی جدید حکومت در سینما، تئاتر، موسیقی و در زمینههای مختلف هنری از جایگاه ویژه ای برخوردار است. علیرغم اینکه این امر اساساً در عرصه فرهنگی و هویتی مطرح بود، تأثیر آن در برخی از سیاستهای حکومتی کاملاً مشخص بود. شخص محمدرضا شاه در این سالها رفته رفته نگرشی منتقدانه و بعضاً ستیزه جویانه نسبت به سیاستهای غرب داشته و همواره به انتقاد از زورگویی ها، بیعدالتیهای غرب و همچنین فرهنگ غربی می پرداخت.
بنابراین مسئله اساسی آن نیست که حکومت ایران در سالهای 57 - 1340 دست به یک انقلاب فرهنگی بی سر و صدا و به دور از چشمان مردم ایران زد، کاملاً برعکس، شاه ایران و بسیاری از نخبگان نزدیک به او، قماری بزرگ را در عرصه عمومی جامعه آغاز کردند و طی این اقدام هیچ پنهانکاری و ملاحظه ای هم نداشتند.