در روایتهای فریبندهی جریان چپ مارکسیسم همواره در قالب یک مدینه فاضله، بهشتی انسانی و رهاییبخش نقاشی میشود که گویی اگر در عمل به خاک سیاه نشست، تنها به این دلیل بود که به دست آدمهای درست اجرا نشد؛ اما حقیقت عریان، خونین و پرآسیب تاریخ قرن بیستم فریاد میزند که این ادعا بزرگترین دروغ و فریب قرن است. مارکسیسم اصلاً نیازی به اجرای «بد نداشت تا شکست بخورد بلکه دقیقاً همانگونه که در کتابخانههای تاریک تئوریپردازی شده بود در روی زمین نیز پیاده شد و بهای سنگین آن با خون پاک بیش از صد میلیون انسان بیگناه پرداخته شد. کالبدشکافی بیمحابای تجربهی حکومتهای کمونیستی از استبداد پخمه پرور اتحاد جماهیر شوروی و کشتارگاههای مائوئیستی در چین گرفته تا کابوس کوبا، جهنم کامبوج و زندان روباز کره شمالی، سند زندهای است که ثابت میکند این مکتب در عمل چیزی جز ماشین آدمکشی دستهجمعی با هدف انهدام کامل شریانهای، اقتصادی و بروز توتالیتاریسم عریان و به زنج کشیدن روح آزادی نیست.